به معلومات غربي در باب آبله اشاره كردم، بهتر است اين را نيز بيفزايم كه چينيان حتي در ايام قديميتر هم با اين بيماري آشنايي داشتند. مهمتر اين كه گفته ميشود پيش از آغاز سدهٴ يازدهم، براي جلوگيري از ابتلا به اين بيماري آنان خود را مايهكوبي ميكردند.1
59 . بهداشت. بسياري از رسالههاي طبي مجال چشمگيري را به بهداشت اختصاص ميدادند، ولي برخي از آنها كه براي عامه نوشته ميشد، در وهلهٴ اول، جنبهٴ بهداشتي داشت. از قبيل رسالههاي در باب غذا، دستور غذايي وغيره. تميز ميان آنها اغلب چندان آسان نيست، دستور غذايي كه بهدرخواست يك حامي مبتلا به نقرس تدوين شده ممكن است در حكم رسالهاي در باب نقرس تلقي شود.
بگذاريد نمونههايي از دستورهاي غذايي و آثار مشابه را در ادبيات ملل مختلف مورد ملاحظه قرار دهيم. قديميترين آنها كه در دورهٴ مورد بحث ما را جلب ميكند به زبان يوناني است. پرودروموس بينوا تقويم منظومي شامل دستورهاي تغذيهٴ مربوط به هر يك از ماههاي سال نوشت، هروفيلوس سوفسطايي هم اثر مشابهي تأليف كرد. اين نوع آثار امروز هم هنوز وجود دارد، چون تقويمهاي كشاورزي ما اغلب حاوي دستورهاي بهداشتي براي انسان و جانوران است.
آثار لاتيني عصر، مطابق معمول در سطح عاليتري بود، مثلاً پير موساندايي از معلمان ژيل كوربي رسالهاي عالي دربارهٴ دستور غذايي بيماران تبدار نوشت. تعليمات سالرنو هم در رسالهٴ ژان سن پلي و بيش از همه در دستور
حفظ الصحه ارائه شده و اين آخري منظومهاي است كه تا قرنها، از رواج فراواني برخوردار شد و هنوز هم بهصورت ضربالمثلهاي ملي در بسياري زبانها زنده است. نوآوري بسيار مهم، رسالهٴ مشروح آدام كرمونائي براي امپراتور فردريك دوم بود، كه در آن قاعدههاي ويژه بهداشت كه بايد هر يك از سربازان و زايران اجراكنند توصيف شده است. اين از نتايج جنگهاي صليبي بود، صليبيان نخستين بهعلت بيخبري از قاعدههاي اوليهٴ بهداشت تاوان گزافي پرداختند. گيلبرت انگليسي دستورهايي براي مسافران خشكي و دريا به آخر رسالهاش در باب طب حفاظتي افزوده است. نمونهٴ خوبي از رسالههاي طب عمومي كه براي پيشگيري اهميت ويژهاي قائل شده،
خلاصهٴ مراقبات و معالجات تأليف ويليام ساليكتويي